ایلیاایلیا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

ایلیا عشق مامان الی

ارشیا کوچولو

  خبر    خبر * * * ارشیا تربچه پسر دایی من که 3 ماه از من کوچکتره ،   نی نی وبلاگی شد   http://arshiya_shadmani.niniweblog.com/      دوست جونا بهش سر بزنید آخه اونم مثل من نفس مامان الی    هست........   ...
29 مرداد 1390

بازم شعر

  سلام دوست جونااااااااااااااااااااااااااااااااا مامان الی کلی شعر جدید تو بخش شعر قبلی گذاشته حتما" ببینید ...
29 مرداد 1390

روزی که وجودت را با تمام وجود احساس کردم

عزیز دلم‌،روزی که مامان جواب آزمایش رو  گرفت با تمام وجودش تو رو احساس کرد واز  خوشحالی چشماش پر از اشک شد ،بابایی ومامان جون ودایی اشکان ازشنیدن خبر وجود تو  از خوشحالی بال در آوردن وخونه ما غرق  شادی  شد .....   ...
27 مرداد 1390

تولد 1 سالگی سامیار

سامی کوچولوی من یک ساله شده                             وای خدای من چه زود گذشت ،چه لحظه های تلخ وشیرینی رو من  وسامی تجربه کردیم، از  استرس روز تولد سامی تا لحظه شیرین  اولین دیدار که تو رو تو بغل من گذاشتن  ، از اون واکسن زدنها وشب تب کردنهای سامی  تا خنده ها وذوق کردنهای قشنگ سامی،  از اون دل دردهای لعنتی تا دست دستی و سر سری کردنهای سامی ملوس مامان ، از اون بستری شدنت تو بیمارستان که مامان  نص...
27 مرداد 1390

نوروز 90

سامیار جون این دومین بهاری است که با  ماهست     اما امسال را نتونستیم با هم جشن بگیریم چون چند  روز قبل از عید دایی رضا (دایی مامان)رو از  دست دادیم .امسال عید خونه مامان جون پر از غم وغصه بود   سامیار جون دایی تو رو خیلی دوست داشت وهمیشه سامی صدات میکرد       بیا دعا کنیم که روحش شاد باشه           ...
27 مرداد 1390

اولین باری که سامیار به آرایشگاه رفت

سامیار  7 ماهه بود که قرار شد براش آش دندان درست کنیم ، خواستیم شب خونه دایی آرش جمع بشیم،  برا همین سامیار با مامان جون ومامان الی رفت آرایشگاه همون جای که دایی  اشکان 22 سال پیش با مامان جون رفته بود البته پسر اون  آقای قبلی بود.خلاصه که سامیار راحت وآروم نشست وآقاهه  موهاشو خوشگل کرد ...
27 مرداد 1390